ما سینه زدیم، بی صدا باریدند
از هرچه که دم زدیم، آنها دیدند
ما مدعیان صف اول بودیم
از آخر مجلس شهدا را چیدند 

#رفیق_شهیدم

روایت زندگی یک شهید ،کار سختی است و اگر این روایت ، داستان دیدار ما با شهیدی باشد که راوی لحظات شهدایی ما در سفر راهیان نور بود سخت تر...🥀

از همراهان عزیز کانون شعر و ادب دعوت می کنیم که خاطرات و دل نوشته هایشان را از دیدارهای راهیان نور و ... با شهید حسین امیدواری برای ما ارسال کنند.

راه  ارتباطی ما با شما
@Kanon_Sher_Va_Adab_Arak
منتظر آثار به یادماندنی شما عزیزان هستیم🌱